"آدم پست، حاکم بر اذهان نو" (سالتیکف)
"من سخت سرگرم خبر دادن هستم" – کلمات غرورآمیز یک نماینده
[تقديم به تمام آدمهای پست.]
در این نماینده چیزی از پستی به صورتی ذاتی وجود دارد. هرکه او را می بیند یا می شنود، بدون اختیار یاد این جمله انجیل می افتد: "و او پاشنه ات را خواهد گزید". اشتیاق به گزیدن، و دقیقا در پاشنه، انگیزه اصلی روح او را تشکیل می دهد. در زندگی اجتماعی همیشه به مواضع افراطی متمایل است، چرا که از انجا افق دید وسیع تری برای گزیدن دارد. نزد او مساله "راست"، "چپ"، "بالا" یا "پایین" بودن عقاید علی السویه است. اگر قاتوفسکی در سمت راست نشسته و او در چپ، این فقط تصادفی است. او می تواند هر آن این بازی را تغییر دهد و در منتهای راست بنشیند: مانند تمام خزندگان فطری باید یک طرف خود را بپوشاند تا با اطمینان هرچه بیشتر همه را در طرف دیگر نیش بزند. به قاتوفسکی اشاره کردیم، اما او واجد مقادیر زیادی مسخرگی خودکفا نیز هست هر چند بدطینتی را حذف نمی کند، شامل عنصری از ظرافت بی طرفی است. اگر چه این فقط ظرافت طبع یک فراش است، یعنی کراهتی غیر قابل توصیف، اما در کنسرت عمومی مرکب از نیش و دندان قرچه دست کم صدایی از تسکین را وارد می کند. آدم پست اما از این کیفیت "جبران کننده" هیچ ندارد. مسخرگی با او بیگانه نیست، برعکس. اما نه ناشی از نیاز طبع ظریف که محصول عدم تعادل میان اراده خسته یک خزنده سمی و منابع ناکافی اوست. او می تواند تا واج نهایی حماقت پیشروی کند، اما حماقتی که همواره "مقصد" دارد و آلوده به زهر. و هرگز حتی برای یک لحظه سازشی در این کار نخواهد کرد، همانطور که در تصویر کژدمی که از فرط زهرآگین بودن خود را نیش می زند نیز سازشی دیده نمی شود.
هنگامی که با بالا است، آدم پست از همه چپ تر می رود و از فاصله دور این هاله "چپ گرایی" اجازه نمی دهد آن طور که واقعا هست دیده شود. اما، محیطی که او بواسطه بوالهوسی تاریخ در آن محدود شده عاقبت راه او را مسدود خواهد کرد. نیازی نیست که ما موقعیت "ریگا" را ایدهآل جلوه دهیم، اما"ریگا" بواسطه عقایدش زنده است و در تحلیل نهایی امیال آن، چه بزرگ، چه کوچک و چه حتی جزئی، تحت الشعاع این عقایدند و به واسطه آن انضباط می یابند و بارور می شوند.آدم پست اما بر بدطینتی زهر آلود خود کنترل ندارد و هنگامی که می گزد در واقع زنده بودن خود را توجیه می کند. او نه می تواند و نه مایل است که محدودیتی را به رسمیت بشناسد.
آدم پست شامهای بسیار قوی دارد که حتی، با یک بار قرار دادن بینی خود در جریان باد، می تواند بوی میز را از فرسنگها آن طرف تر استشمام کند. او علاقه دیوانهواری به میز دارد، به حدی، زمانی که میزی را مناسب تر از میز فعلی خود می بیند، فکر و ذکر او تماما معطوف به آن میز می گردد آن قدر که حتی خورد و خوراک را نیز به خود زهر می کند تا دسیسه ای، حیله ای، مکری برای به دست آوردن میز پیاده کند.
آدم پست همیشه می کوشد خود را در محدوده ای غیر قابل نقد قرار دهد. همیشه به پادوهای خود این سفارش اکید را دارد: "به محض نزدیک شدن ناقد او را تکه پاره کنید"
آدم پست ضریب هوشی بسیار پائینی دارد، ولی بهترین سرخوشی او این است که از او به عنوان انسانی [؟؟؟] هوشمند در مراسم ومجالس یاد گردد. البته این کودنی مفرط امتیاز بس گرانبهایی برای کسانی است که وی آنها را گزیده است.
مردم مقدار زیادی خوش ذات و بی ریا هستند و فکر می کنند، "خیر، او نمیتواند قادر به چنین اعمالی باشد" ... اما اشتباه می کنند. از او هر کاری برخواهد آمد. دروغگو نه الزاما به دنبال پول است و نه مقام. اینها به خودی خود خواهند آمد. برای انجام چنین اعمال شنیع او از خودانگیختگی تغذیه می کند. و به همین دلیل هرگز در دروغ، افترا و اتهام حتی حدودی را که احتیاط ایجاب می کنند، رعایت نخواهد کرد. فردا به ما نشان خواهد داد آن چه امروز نمی خواهیم باور کنیم.


